Archive for ژانویه, 2007

آژانس هم آژانس های قدیم

ژانویه 27, 2007

چندین دهه پیش از طرف یکی از شرکتهایی که باهاشون کار میکرم با من تماس گرفتن و گفتن از بالا به ما فشار آوردن که چرا شما وبسایتتون رو راه نمیندازید و حالا گفتن لااقل یه صفحه under construction بزارید براش منم گفتم خوب یه صفحه معمولی براتون میزنم بزارید اونجا ولی گفتن نه ما میخوایم حالا این صفحه رو میزنیم محصولاتمونم توش باشه .

خلاصه سرتون درد نیارم من یه صفحه براشون زدم و کلی نظرات مختلف پیدا شد و یه چند قرنی گذشت تا اینکه چهارشنبه گذشته جناب مهندس … تماس گرفتن که روز شنبه تشریف بیارید تا با هم صحبت کنیم ماهم امروز صبح رفتیم اونجا ایشونم گفتن ما چون سایتمون خیلی برامون مهمه میخوایم خیلی توپ باشه به همین خاطر طرح شما رو نپسندیدیم حالا من چند تا سایت دیدم که میخوام طراحی سایتمون مثل اونا باشه حالا یکیش سایت Nseris نوکیا بود اون یکیش هم وبسایت یکی از معتبرترین شرکتهای آرایشی آمریکا منم خیلی ریلکس گفتم مشکلی نداره براتون انجام میدیم. بعد گفت نمونه کار دارید به ما ارائه بدید منم دوتا سایت جواتی که قبلا طراحی کرده بودم نشونش دادم خودم خجالت کشیدم ولی باز با اعتماد به نفس گفتم البته این طرح رو خودشون از ما خواستن وگرنه من هر طرحی شما بگید براتون میزنم (البته راست گفتم اینو خداییش).

نکته جالبی که تو این جلسه بود این بود که این ملاقات حدود یکساعت و بیست دقیقه بطول انجامید که حدود 20 دقیقه راجع به سایت صحبت کردیم و یکساعت منتظر آزانس بودیم تا بیاد.

پ.ن 1: از اونجاکه من خیلی خوش شانسم امشبه ه جناب مهندس بیان اینجا و تو وبلاگم کامنت بزارن برای پیشگیری از عواقب احتمالی که شرط عقله میگم جناب مهندس من سر حرفم هستم خیالتون راحت

پ.ن2: من که هر چی ور رفتم نتونستم فونت این کامنت ها رو درشت کنم یعنی تو preview درشت میشن ولی برای save کردنش wordpress میگه پول زور وده در نتیجه با عرض معذرت فعلا با همین فونت مورچه ای بسازید.

توصیه های ایمنی رو جدی بگیرید

ژانویه 16, 2007

سه شب پیش زن پسر عمه ام رو گاز گرفت و مرد به همین سادگی !!! ظهر ناهار خونه عمه ام بوده بچه هاش هم اونجا بودن بخاری و زیاد میکنه و یه چرتی میزنه که دیگه پا نمیشه

اینا به کنار دوتا بچه 4.5 و 2 ساله داره  

حالا هی توصیه های آقای ایمنی رو جدی نگیرید

از این که بگذریم برنامه زندگیم بد جور بهم ریخته اصلا برنامه خاصی ندارم یه وقت نیگا میکنم یک هفته است تو خونم هیچ کاری هم نکردم یعنی عین یک هفته رو تلف میکردم توی آذر ماه همه چیز خوب بود و داشت میفتاد رو غلطک، هم یه جا بود برای رفع بیکاری بهش سر میزدم هم به فارکسم میرسیدم یه دفعه همه چی بهم ریخت

آخر سر اینکه امروز یک فروند ویلچر برقی از بلاد کفر سرزمین روباه پیر بریتانیای کبیر به دستمان رسید بسیار باحال میباشد از صبح تا حالا دارم باهاش بازی میکنم چند روز بود که زندگی خیلی کسل کننده شده بود حوصله ام سر رفته بود خدا عمر باعث و بانیش بده :د

اولین پست

ژانویه 15, 2007

ما هم بعد قرنی تصمیم گرفتیم به غیر از ثبت کردن وبلاگ mammad81 تو انواع سرویس دهنده های وبلاگ تویکیش بنویسیم

حال اینکه چرا الان بعد این همه وقت و تو وردپرس دلیلش اینه که وبلاگی که با اپرا سازگارباشه که نبود من هم بیخیالش شده بودم تا این قابلیت وبلاگ نویسی توی word رو پیدا کردم و چون تو سرویس های پیش فرضش ورد پرس به نظرم جالبتر بود اینو انتخاب کردم

از اونجایی که من وبلاگ نویسی و این چیزا چیزی نمیدونم در نتیجه قالب مالب و … هم تا اطلاع ثانوی تعطیلیه

تا اطلاع ثانوی زیاده عرضی نیست