سفرنامه نوروزی (بخش اول مشهد)

By Mohammad

بالاخره بعد از قریب 22 سال مجددا به مشهد رفتم البته چون دفعه پیش طفل جقله ای بیش نبودم و از اون مسافرت کذایی به جز تونل های تو راهش هیچی یادم نمونده میشه گفت در واقع این اولین سفر درست و حسابی من به مشهد بود.

قبل از نوشتن راجع به اونچه دیدم یاد یه داستانی افتادم که بی ربط نیست: میگن یه جهانگرد با کشتی میاد تو یکی از بندر های ایران یه بار بر میگیره تا وسایلش رو از کشتی پیاده کنه باربره چشم چپش کور بوده بعد وسایل رو سوار درشکه میکنه تا بره سوار یه کشتی دیگه بشه کالسکه چی هم چشم چپش کور بود سوار کشتی که میشه میبینه چشم چپ ناخدا هم کوره درنتیجه تو سفرنامه اش مینویسه من در ایران به شهری رفتم که چشم چپ تمام مردمش کور بود.
حالا از شانس کج ما یا مشهدی ها جایی که اون چند روز اقامت داشتیم ظاهرا یکی از خز ترین مناطق مشهد بود من هم نمیخوام اینجوری برداشت کنم و بازدیدهای چند روزه ام از مشهد رو به کل شهر تعمیم بدم ولی وقتی روی تابلو بزرگ پیتزا و ساندویج رو میبینی یا اینکه میبینی طرف با فتخار عکس 3*4 اش رو رو تابلو فلکس مغازه اش زده دیگه جایی برای دفاع نمیمونه . حالا میفهمم چرا تو JTV  همه لهچه مشهدی دارن 

دیگه اینکه نمردیم پیاده رو درب داغون تر از تهران هم دیدیم بعضی جاها برای عبور تانک و بولدوزر احتیاج میشد   ترافیکش هم در نوع خودش عجیب بود. تا یادم نرفته مژده بدم که محل سکونت احمدی نژ* و هیئت دولت رو اونجا کفش کردم  چوراب 50 تومن زیر پیرهن و تاپ 200 تومن  
البته انصافا ما در شلوغترین زمان ممکنه اونجا بودیم و در نتیجه من از عابرینی که وقتی بعد از یکساعت علاف شدن میگفتی آقا برو کنار بر میگشتن یکساعت برو بر نگاهت میکردن چیزی نمیگم چون احتمال داره از شهر دیگه بوده باشن. ضمن اینگه عیب می جمله چو گفتیم اینم بگم که بقول یکی از دوستان همینکه یکدفعه چند میلیون هجوم آوردن به یه شهر و هنو توش نون گیر میاد خودش خیلیه بقیه رو دیگه هیچی
در کل مشهد که بهمون خیلی خوش گذشت ، حرم هم رفتیم البته واضح و مبرهن است که دستمون به ضریح نرسید ولی تا اونجایی که من رفتم بیشتر نباشه کمتر از دست زدن به ضریح برای بقیه نبود  
البته از خیلی جهات دیگه هم میشه به این سفر نگاه کرد منتها اگه یکیشو بگی باید همه رو بگی و اونوقت وبلاگم هفتاد من تکست شود

2 نظر to “سفرنامه نوروزی (بخش اول مشهد)”

  1. حاجي می گوید:

    زيارت قبول :دي.

  2. Ocarina می گوید:

    دمت گرم داداش…
    خوب آبروی مشهدی ها رو بردی ها…
    عب نداره….
    (شوخی)

يك پاسخ برايش بگذاريد